exonerate

ex·on·er·ate/ɪɡˈzɑːnəreɪt/
ex-out / fromoner-burden / charge-ateverb forming suffix
verb (فعل)formal

فعل — تبرئه کردن

تبرئه کردنمبری کردن

رسمی اعلام کردن بی‌گناهی یا بی‌اطلاعی کسی از گناه یا تقصیر

To officially declare someone not guilty of wrongdoing or blame

«شواهد جدید متهم را تبرئه کرد.»

The new evidence exonerated the suspect.

«او پس از تحقیقات مبری شد.»

She was exonerated after the investigation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
acquitتبرئه کردن

رسمی. در متن‌های حقوقی وقتی بی‌گناهی اعلام می‌شود جایگزین exonerate است؛ 'acquit' مختص دادگاه است ولی 'exonerate' می‌تواند عمومی‌تر باشد.

Formal. Interchangeable with 'exonerate' mainly in legal contexts when declaring innocence; 'acquit' is specifically used in courts, while 'exonerate' can be broader.

clearپاک کردن از اتهام

متداول. در بافت غیررسمی به معنی رفع اتهام جایگزین است؛ نسبت به exonerate کمتر رسمی است. همچنین 'clear' معنای پاک کردن جسمی هم دارد.

Common. Interchangeable in informal contexts meaning removing blame; less formal than 'exonerate'. 'Clear' can also mean physically making something clean.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000