expiated

ex·pi·at·ed/ˈɛkspiˌeɪtɪd/
ex-outpiatatone-ateto make or do
verb (فعل)formalpast (گذشته): expiatedpast participle (مفعولی): expiated-ing (حال): expiating3rd (سوم): expiates

فعل — کفاره داد

کفاره دادجبران کرد

گذشته فعل expiate؛ جبران کردن یا کفاره دادن برای گناه یا خطا.

Past tense of expiate; to make amends or atone for guilt or wrongdoing.

«او با انجام خدمات اجتماعی گناهانش را کفاره داد.»

He expiated his crimes by doing community service.

«آیین باستانی گناهان آنها را کفاره می‌داد.»

The ancient ritual expiated their sins.

تفاوت با واژه‌های مشابه
atonedکفاره داد

رسمی. مترادف دقیق به ویژه در زمینه‌های دینی یا اخلاقی.

Formal. Exact synonym used especially in religious or moral contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000