در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سطح یا بخش بیرونی چیزی.
The outside surface or part of something.
«نمای خارجی ساختمان سفید رنگ شده است.»
“The exterior of the building is painted white.”
«او نمای بیرونی ماشین را تمیز کرد.»
“She cleaned the car's exterior.”
مربوط به یا در خارج واقع شده.
Related to or situated on the outside.
«دروازه بیرونی قفل است.»
“The exterior door is locked.”
«دیوارهای بیرونی نیاز به نگهداری دارند.»
“Exterior walls need maintenance.”