exterior

ex·te·ri·or/ɪkˈstɪə.ri.ər/
ex-out of, away fromteriorrelating toexterioroutside
1noun (اسم)common

اسم — بیرونی

بیرونینمای خارجی

سطح یا بخش بیرونی چیزی.

The outside surface or part of something.

«نمای خارجی ساختمان سفید رنگ شده است.»

The exterior of the building is painted white.

«او نمای بیرونی ماشین را تمیز کرد.»

She cleaned the car's exterior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
outsideبیرون

کمتر رسمی، اصطلاح کلی برای بخش بیرونی.

Less formal, general term for the outer part.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more exteriorsuperlative (عالی): most exterior

صفت — بیرونی

بیرونی

مربوط به یا در خارج واقع شده.

Related to or situated on the outside.

«دروازه بیرونی قفل است.»

The exterior door is locked.

«دیوارهای بیرونی نیاز به نگهداری دارند.»

Exterior walls need maintenance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000