extols

ex·tolz/ɪkˈstoʊlz/
ex-outtollift, praise-sthird person singular present
verb (فعل)formalpast (گذشته): extolledpast participle (مفعولی): extolled-ing (حال): extolling3rd (سوم): extols

فعل — تمجید کردن

تمجید کردنتعریف کردن

با شور و شوق یا بسیار تحسین کردن.

Praises enthusiastically or highly.

«مربی نظم را در تیم تحسین می‌کند.»

The coach extols discipline in the team.

«او از فضایل صداقت تعریف می‌کند.»

She extols the virtues of honesty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
praisesتحسین می‌کند

متداول. ابراز تایید یا تحسین.

Common. Expresses approval or admiration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000