facilitation

fa·cil·i·ta·tion/fəˌsɪlɪˈteɪʃən/
facileasy-itateto make-ionaction or process
noun (اسم)formal

اسم — تسهیل

تسهیلراحت‌سازی

فرآیند آسان‌تر کردن یا کمک به پیشرفت کاری

the process of making something easier or helping it progress

«تسهیل تجارت رشد اقتصادی را افزایش می‌دهد.»

The facilitation of trade boosts economic growth.

«تسهیل جلسات به پیشرفت روان بحث‌ها کمک می‌کند.»

Facilitation of meetings helps discussions run smoothly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
easingآسان‌سازی

مترادف کلی که عمل ساده‌تر کردن را توصیف می‌کند.

General synonym describing the act of making something easier.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000