facilitate (the) development (of)

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fa·cil·i·tate the de·vel·op·ment of/fəˈsɪləteɪt ðə dɪˈvɛləpmənt əv/
phrase (عبارت)formal

عبارت — به رشدِ چیزی کمک کردن

به رشدِ چیزی کمک کردنتوسعهٔ چیزی را تسهیل کردن

رشد یا پیشرفت چیزی را آسان‌تر کردن.

To make the growth or progress of something easier.

«این کمک‌هزینه توسعهٔ ابزارهای تازه را آسان‌تر می‌کند.»

The grant facilitates the development of new tools.

«جاده‌های خوب به رشد منطقه کمک می‌کنند.»

Good roads facilitate development of the region.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000