facets

fac·ets/ˈfæsɪts/
noun (اسم)commonplural (جمع): facets

اسم — جنبه

جنبهوجه

یک جنبه یا بعد از چیزی که چندین جنبه دارد.

One side or aspect of something with many sides or aspects.

«مسأله جنبه‌های زیادی برای بررسی دارد.»

The problem has many facets to consider.

«او همه جنبه‌های پیشنهاد را بررسی کرد.»

She examined all facets of the proposal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aspectجنبه

بسیار متداول. در اشاره به بخش‌های مختلف یک موضوع پیچیده قابل جایگزینی است.

Very common. Interchangeable with facets when referring to parts or sides of something complex.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000