facials

fa·ci·als/ˈfeɪʃəlz/
facethe front part of the head-ialrelating to
noun (اسم)commonplural (جمع): facials

اسم — تروتمیز صورت

تروتمیز صورتدرمان زیبایی صورت

درمانی زیبایی که برای پاک‌سازی یا بهبود پوست صورت انجام می‌شود.

Beauty treatment applied to the face to cleanse or improve skin.

«او در اسپا وقت تروتمیز صورت گرفت.»

She booked facials at the spa.

«تروتمیزهای صورت به بهبود بافت پوست کمک می‌کنند.»

Facials help improve skin texture.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000