facial

fa·cial/ˈfeɪʃəl/
adjective (صفت)common

صفت — پوست صورت

پوست صورتچهره‌ای

مرتبط با صورت

Relating to the face.

«حالات صورت می‌توانند احساسات را به وضوح نشان دهند.»

Facial expressions can show emotions clearly.

«او در اسپا درمان صورت انجام داد.»

She got a facial treatment at the spa.

تفاوت با واژه‌های مشابه
faceصورت

رایج. بیشتر به خود صورت اشاره دارد، نه خصوصیات مرتبط.

Common. Used to refer directly to the face rather than something relating to it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000