در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به نحوی که به صورت مربوط باشد
in a way relating to the face
«در جلسه او از نظر چهره لبخند میزد.»
“He was smiling facially during the meeting.”
«آن آسیب به صورت او تأثیر گذاشت.»
“The injury affected her facially.”
معنی شبیه ولی کلیتر نسبت به ادراک حسی و نه محدود به صورت.
Similar meaning but more general to sensory perception, not limited to face.