factoid

/ˈfæk.tɔɪd/
facta truth or piece of information-oidresembling or like
noun (اسم)commonplural (جمع): factoids

اسم — اطلاعات کوچک

اطلاعات کوچکخبر کوتاه

اطلاعات کوتاه و معمولاً کم‌اهمیت که صحت آن ممکن است قابل اعتماد نباشد.

A brief, trivial piece of information often of questionable accuracy.

«او یک اطلاعات کوتاه درباره رفتار حیوان به اشتراک گذاشت.»

He shared a factoid about the animal’s behavior.

«اطلاعات کوچک اغلب در بازی‌های اطلاعات عمومی ظاهر می‌شوند.»

Factoids often appear in trivia games.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tidbitخورده خبر

غیررسمی. معمولاً به بخش کوچکی از اطلاعات جالب اشاره دارد که در مکالمات روزمره استفاده می‌شود. در این موقعیت‌ها می‌تواند جایگزین factoid شود.

Informal. Usually denotes a small, interesting piece of information, often used in casual conversation. 'Tidbit' can replace 'factoid' in informal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000