در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حیوان جوانی، به ویژه بره یا گوساله، که برای کشتار پروار شده است.
A young animal, especially a lamb or calf, fattened for slaughter.
«چوپان یک حیوان پروار را از گله برای جشن انتخاب کرد.»
“The shepherd selected a fatling from the flock for the feast.”
«در دوران باستان، حیوانات پروار به خدایان قربانی میشدند.»
“In ancient times, fatlings were sacrificed to the gods.”
معمول (دامپروری). حیوان جوانی، به خصوص اسب یا گاو، بین یک تا دو سال. 'یک ساله' به سن اشاره دارد، نه لزوماً پروار بودن یا هدف از کشتار، که آن را از 'fatling' متمایز میکند. 'یک حیوان یک ساله در حراج فروخته شد' درست است، 'یک fatling جوان' نیز میتواند درست باشد اگر هم جوانی و هم پروار بودن را دربرگیرد.
Common (animal husbandry). A young animal, especially a horse or cattle, between one and two years old. 'Yearling' specifies age, not necessarily fatness or purpose for slaughter, making it distinct from 'fatling'. 'A young yearling was sold at the auction' works, 'a young fatling' could also work if it implies both youth and fattening.