fettered

fet·tered/ˈfɛtərd/
fetterto restrain or chain-edpast tense / adjective form
adjective (صفت)common

صفت — مقید

مقیدمقید شدهمحدود شده

محدود یا مقید شده، معمولاً با زنجیر یا به صورت مجازی توسط محدودیت‌ها

Restricted or restrained, typically by chains or figuratively by limitations

«او احساس محدود شدن به دلیل قوانین قدیمی داشت.»

He felt fettered by the old rules.

«زندانی با زنجیرهای سنگین مقید شده بود.»

The prisoner was fettered with heavy chains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restrictedمحدود

رایج. در زمینه‌های واقعی و استعاری جایگزین fettered می‌شود، اما کمتر شاعرانه است.

Common. Can replace ‘fettered’ in both literal and figurative contexts, but less poetic.

confinedمحصور

رایج. معنی مشابه دارد ولی بیشتر بر محصور بودن در فضا تأکید می‌کند و بیشتر در زمینه واقعی به کار می‌رود.

Common. Similar meaning but emphasizes being kept in a limited space, mostly literal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000