در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که دروغهای کوچک یا بیاهمیت میگوید
A person who tells small lies or trivial untruths
«او یک دروغگوی بیآزار است که داستانهای خندهدار میگوید.»
“She's a harmless fibster who tells funny tales.”
«به او توجه نکن؛ فقط یک دروغگوی کوچک است.»
“Don't mind him; he's just a fibster.”
رایج. عمومیتر و جدیتر از fibster که به دروغهای كوچک اشاره دارد.
Common. More general and serious than fibster, which implies minor lies.
غیررسمی. گاهی طنزآمیز برای کسی که اغراق میکند یا دروغهای کوچک میگوید.
Informal. Sometimes used humorously for someone who exaggerates or fibs.