fibster

fib·ster/ˈfɪbstər/
fiba small lie-sterperson who does
noun (اسم)informalplural (جمع): fibsters

اسم — دروغ‌گو

دروغ‌گوشخص دروغ کوچک‌گوی

شخصی که دروغ‌های کوچک یا بی‌اهمیت می‌گوید

A person who tells small lies or trivial untruths

«او یک دروغ‌گوی بی‌آزار است که داستان‌های خنده‌دار می‌گوید.»

She's a harmless fibster who tells funny tales.

«به او توجه نکن؛ فقط یک دروغ‌گوی کوچک است.»

Don't mind him; he's just a fibster.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liarدروغ‌گو

رایج. عمومی‌تر و جدی‌تر از fibster که به دروغ‌های كوچک اشاره دارد.

Common. More general and serious than fibster, which implies minor lies.

storytellerقصه‌گو

غیررسمی. گاهی طنزآمیز برای کسی که اغراق می‌کند یا دروغ‌های کوچک می‌گوید.

Informal. Sometimes used humorously for someone who exaggerates or fibs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000