fieldwork

field·work/ˈfiːldwɜːrk/
fieldan area of open landworkactivity involving mental or physical effort
noun (اسم)common

اسم — کار میدانی

کار میدانیپژوهش میدانی

کار عملی که در محیط طبیعی یا یک مکان واقعی انجام می‌شود، نه در آزمایشگاه یا دفتر.

Practical work conducted in the natural environment or an actual setting, rather than in a laboratory or office.

«انسان‌شناسان اغلب سال‌ها در روستاهای دورافتاده کار میدانی انجام می‌دهند.»

Anthropologists often spend years doing fieldwork in remote villages.

«دانشجویان زمین‌شناسی برای کار میدانی در کوهستان آماده می‌شوند.»

The geology students are preparing for fieldwork in the mountains.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000