field day

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fild deɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): field days

اسم — روز ورزش

روز ورزشجشن ورزشی

روزی برای ورزش‌ها و فعالیت‌های بیرون از ساختمان، به‌ویژه در مدرسه.

A day of outdoor sports and activities, especially at a school.

«مدرسه در اردیبهشت جشن ورزشی برگزار می‌کند.»

The school holds a field day in May.

«بچه‌ها در روز ورزش مسابقهٔ دو دادند.»

Children raced at field day.

2noun (اسم)informalplural (جمع): field days

اسم — فرصت عالی

فرصت عالیموقعیت طلایی

فرصتی بسیار مناسب برای انجام دادن کاری یا بهره بردن از یک موقعیت.

An especially good opportunity to do something or get what one wants.

«خبرنگاران از آن ماجرا حسابی بهره بردند.»

Reporters had a field day with the story.

«شکارچیان تخفیف در حراجی فرصت عالی‌ای پیدا کردند.»

Bargain hunters had a field day at the sale.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bonanzaفرصت پُرسود

غیررسمی است. برای فرصت پُرسود، به‌ویژه تجاری، جایگزین می‌شود؛ اما برای روز ورزش مدرسه به کار نمی‌رود.

Informal. It can replace 'field day' for a rich opportunity, especially commercial gain, but not for a school sports event.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000