field day
اسم — روز ورزش
روزی برای ورزشها و فعالیتهای بیرون از ساختمان، بهویژه در مدرسه.
A day of outdoor sports and activities, especially at a school.
«مدرسه در اردیبهشت جشن ورزشی برگزار میکند.»
“The school holds a field day in May.”
«بچهها در روز ورزش مسابقهٔ دو دادند.»
“Children raced at field day.”
اسم — فرصت عالی
فرصتی بسیار مناسب برای انجام دادن کاری یا بهره بردن از یک موقعیت.
An especially good opportunity to do something or get what one wants.
«خبرنگاران از آن ماجرا حسابی بهره بردند.»
“Reporters had a field day with the story.”
«شکارچیان تخفیف در حراجی فرصت عالیای پیدا کردند.»
“Bargain hunters had a field day at the sale.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی است. برای فرصت پُرسود، بهویژه تجاری، جایگزین میشود؛ اما برای روز ورزش مدرسه به کار نمیرود.
Informal. It can replace 'field day' for a rich opportunity, especially commercial gain, but not for a school sports event.