fiefdoms

fief·doms/ˈfiːfdəmz/
fiefestate under feudal system-domdomain or territory-splural
noun (اسم)archaicplural (جمع): fiefdoms

اسم — قلمروهای فئودالی

قلمروهای فئودالیفئودوم‌ها

سرزمین‌ها یا قلمروهایی که توسط ارباب فئودالی یا افراد با خودمختاری اداره می‌شوند

Territories or domains ruled by a feudal lord or person with autonomy

«او قلمروهای فئودالی خود را در سراسر منطقه گسترش داد.»

He expanded his fiefdoms across the region.

«هر اربابی چندین قلمرو فئودالی را کنترل می‌کرد.»

Each lord controlled several fiefdoms.

تفاوت با واژه‌های مشابه
domainقلمرو

رایج. اصطلاح کلی برای منطقه کنترل، کاربردی گسترده دارد.

Common. General term for area of control, can be used broadly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000