در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سرزمینی که تحت شرایط خدمت فئودالی نگهداری میشود
An estate of land held on condition of feudal service
«شوالیهای زمین فئودالی از ارباب داشت.»
“The knight held a fief from the lord.”
«فیفها مرکز جامعه فئودالی قرون وسطی بودند.»
“Fiefs were central to medieval feudal society.”
رایج. اصطلاح کلی برای املاک زمین، خاصیت کمتری نسبت به fief دارد.
Common. General term for land property, less specific than fief.