fimbriate

fim·bri·ate/ˈfɪmbri.eɪt/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): fimbriatedpast participle (مفعولی): fimbriated-ing (حال): fimbriating3rd (سوم): fimbriates

فعل — حاشیه دادن

حاشیه دادندارای لبه‌های مو مانند

دارا بودن حاشیه‌هایی شبیه به نوارهای مو مانند یا حاشیه‌دار بودن.

To have or be furnished with fringes or borders of hair-like projections.

«لبه‌های برگ دارای حاشیه‌هایی به شکل رشته‌های مو مانند هستند.»

The leaf edges are fimbriate with hair-like strands.

«برخی گلبرگ‌ها به طور مشخص حاشیه‌دار هستند.»

Certain petals are distinctly fimbriate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000