firestick

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fire·stick/ˈfaɪərstɪk/
firecombustion, flamesticka thin piece of wood
1noun (اسم)commonplural (جمع): firesticks

اسم — چوب آتش‌افروز

چوب آتش‌افروزشاخه آتش

چوب باریک یا شاخه‌ای که برای روشن کردن یا نگه داشتن آتش استفاده می‌شود.

A thin piece of wood used to start or maintain a fire.

«او یک چوب آتش‌افروز برداشت تا آتش کمپ را روشن کند.»

He picked up a firestick to start the campfire.

«قبل از روشن کردن اجاق، چوب‌های خشک جمع کن.»

Gather dry firesticks before lighting the stove.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kindlingکاه‌گل

روزمره. به چوب‌های خشک و کوچک برای روشن کردن آتش گفته می‌شود؛ بسیار نزدیک به firestick اما معمولا کوچک‌تر هستند.

Everyday. Refers to small dry sticks or twigs used to start a fire; very close in meaning to firestick but often implies smaller pieces.

twigشاخه کوچک

روزمره. شاخه‌ی نازک درخت؛ در زمینه روشن کردن آتش قابل جایگزین است اما معنای کلی‌تری دارد.

Everyday. Small thin branch from a tree; interchangeable in contexts of starting fire but more general.

2noun (اسم)commonplural (جمع): firesticks

اسم — آمازون فایر استیک

آمازون فایر استیکدستگاه پخش آمازون

دستگاه دیجیتال ساخت شرکت آمازون برای پخش آنلاین محتوا از طریق تلویزیون.

A branded digital media streaming device designed by Amazon.

«برای تماشای فیلم روی تلویزیون، یک فایر استیک خریدم.»

I bought a firestick to watch movies on my TV.

«فایر استیک از طریق HDMI به تلویزیون وصل می‌شود.»

The firestick connects to the TV via HDMI.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000