fits

/fɪts/
1noun (اسم)commonplural (جمع): fits

اسم — حمله

حملهتهاجم

دوره‌های ناگهانی بیماری یا هیجان شدید مانند تشنج یا انفجار احساسات.

Sudden episodes of illness or strong emotion, such as seizures or outbursts.

«او حملات عصبانیت داشت.»

He had fits of anger.

«بیمار دیروز چندین حمله داشت.»

The patient experienced several fits yesterday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
seizureتشنج

اصطلاح پزشکی. نوع مشخصی از بیماری ناگهانی با اسپاسم عضلانی.

Medical term. Specific type of sudden illness involving muscle spasms.

attackحمله

متداول. برای شروع ناگهانی علائم یا احساسات به کار می‌رود.

Common. General for sudden onset of symptoms or emotions.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): fittedpast participle (مفعولی): fitted-ing (حال): fitting3rd (سوم): fits

فعل — مناسب بودن

مناسب بودن

شکل سوم شخص مفرد فعل fit به معنی اندازه یا شکل مناسب بودن.

Third person singular form of 'fit' meaning to be the right size or shape.

«پالتو اندازه اوست.»

The coat fits him well.

«این کفش کاملاً اندازه است.»

This shoe fits perfectly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000