fisty

fis·ty/ˈfɪsti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): fistiersuperlative (عالی): fistiest

صفت — خشن

خشنآماده به نزاع

رفتاری تهاجمی یا آماده برای درگیری، معمولاً غیررسمی

Behaving aggressively or prone to fighting, often informal

«او بچه‌ای پرخاشگر است که اغلب دعوا راه می‌اندازد.»

He's a fisty kid who often starts fights.

«سگ پرخاشگر به غریبه‌ها پارس می‌کرد.»

The fisty dog barked at strangers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feistyپرخاشگر

غیررسمی. به معنی پرتلاش و تحریک‌پذیر است.

Informal. Means lively and easily provoked, very close in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000