fitted

fit·ted/ˈfɪt.ɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fittedsuperlative (عالی): most fitted

صفت — متناسب

متناسبفیت شده

ساخته یا طراحی شده برای اندازه یا شکل خاص به‌گونه‌ای که دقیقاً بخورد.

Made or designed to fit a particular size or shape exactly.

«او لباس متناسب با اندامش را به مهمانی پوشید.»

She wore a fitted dress to the party.

«لحاف‌های فیت شده به‌خوبی روی تشک می‌مانند.»

The fitted sheets stay snug on the mattress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tailoredسفارشی شده

رسمی. معمولاً به لباس‌های سفارشی شده برای بدن اشاره دارد.

Formal. Usually refers to clothing adjusted to fit a person.

customizedسفارشی

رایج. برای نیازها یا اندازه‌های خاص تغییر یافته.

Common. Modified to suit particular needs or sizes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000