در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جمع کلمه fixation؛ دلبستگیهای وسواسی یا تمرکز مداوم بر روی چیزی.
Plural of fixation; obsessive attachments or persistent focus on something.
«دلبستگیهایش به کمال باعث استرس شدند.»
“His fixations on perfection caused stress.”
«او چندین دلبستگی دارد که زندگی روزمرهاش را تحت تأثیر قرار میدهند.»
“She has several fixations that affect her daily life.”
رایج. در زمینه روانشناسی به جای آن استفاده میشود.
Common. Used interchangeably in psychological contexts.