flag down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flæɡ daʊn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — با اشاره متوقف کردن

با اشاره متوقف کردنعلامت دادن برای توقف

با دست تکان دادن یا علامت دادن، از فرد یا وسیلهٔ نقلیهٔ در حال حرکت خواستن که بایستد.

To signal to a moving person or vehicle to stop, usually by waving.

«او زیر باران با اشاره یک تاکسی را متوقف کرد.»

She flagged down a taxi in the rain.

«ما با اشاره یک مأمور پلیس را متوقف کردیم.»

We flagged down a police officer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000