در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آرامی بالبال زدن یا حرکت کردن؛ با حرکتی نرم، ملایم و نامنظم جابجا شدن که اغلب صدای خشخش آرامی تولید میکند.
To flutter lightly; to move with a soft, gentle, and irregular motion, often making a light, rustling sound.
«برگها در نسیم ملایم به آرامی بالبال میزدند.»
“The leaves flaffered in the gentle breeze.”
«پرندهای کوچک قبل از پرواز، بالهایش را به آرامی تکان داد.»
“A small bird flaffered its wings before taking flight.”
رایج. از نظر معنی بسیار مشابه و اغلب قابل جایگزینی است، به خصوص برای حرکات سبک، سریع و نامنظم بالها یا برگها. 'Flutter' میتواند به احساسات نیز اشاره کند که 'flaffer' اینگونه نیست.
Common. Very similar in meaning and often interchangeable, especially for light, rapid, irregular movements of wings or leaves. 'Flutter' can also apply to emotions, which 'flaffer' does not.
رایج. چیزی را بالا و پایین یا جلو و عقب حرکت دادن. 'Flap' اغلب حرکتی پرانرژیتر یا عمدیتر است، در حالی که 'flaffer' به معنای حرکتی سبکتر و ظریفتر است.
Common. To move (something) up and down or back and forth. 'Flap' is often a more vigorous or deliberate movement, whereas 'flaffer' implies a lighter, more delicate action.