fizzy

fiz·zy/ˈfɪzi/
fizzto make a bubbling noise-ycharacterized by or tending to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): fizziersuperlative (عالی): fizziest

صفت — گازدار

گازدارمِوج‌دار

شامل حباب‌های گاز که باعث احساس قل‌قل یا گازدار شدن می‌شود؛ معمولاً برای نوشیدنی‌های گازدار به کار می‌رود.

Containing bubbles of gas, making a tingling or bubbling sensation; commonly describes drinks with carbon dioxide.

«من دوست دارم روزهای گرم نوشابه گازدار بخورم.»

I like to drink fizzy soda on hot days.

«آب گازدار روی زبانم قلقلک می‌داد.»

The fizzy water tickled my tongue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sparklingجرقه‌دار

معمولی. در مورد نوشیدنی‌های حباب‌دار معمولاً قابل جایگزینی است؛ مثلاً آب گازدار و نوشیدنی گازدار معمولاً کاربردهای مشابه دارند.

Common. Interchangeable with 'fizzy' mainly for drinks containing bubbles, e.g., sparkling water and fizzy drinks are often used similarly.

carbonatedکربناته

رسمی/فنی. اغلب در صنایع غذایی و نوشیدنی به کار می‌رود؛ در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal/technical. Used mainly in food and beverage industry to describe drinks with dissolved carbon dioxide; less commonly used in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000