fixture

fix·ture/ˈfɪks.tʃər/
fixto attach securely-tureresult or function of an action
noun (اسم)commonplural (جمع): fixtures

اسم — تجهیز ثابت

تجهیز ثابتلوازم ثابت

وسیله یا تجهیزاتی که به‌صورت ثابت نصب شده‌اند، به‌ویژه در ساختمان‌ها.

A device or piece of equipment fixed in place, especially in a building.

«تجهیزات حمام مدرن و جدید بودند.»

The bathroom fixtures were modern and new.

«او چراغ قدیمی را تعویض کرد.»

He replaced the old light fixture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
installmentنصب

نادربه. بیشتر به نصب اشاره دارد.

Rare. Refers to something installed, less common for this meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000