fizz

/fɪz/
fizzto make a hissing or bubbling sound
1noun (اسم)common

اسم — صداي حباب‌زني

صداي حباب‌زنيفيس‌فيس

صدای حباب‌زنی یا صدای فیس‌فیس مانند مایعات مانند نوشابه یا شامپاین.

A hissing or bubbling sound made by a liquid, especially soda or champagne.

«وقتی نوشابه باز شد صدای فیس‌فیس زیادی داد.»

The soda made a loud fizz when opened.

«او صدای حباب شامپاین در مهمانی‌ها را دوست داشت.»

She loved the fizz of champagne at parties.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bubbleحباب

روزمره. بیشتر به حباب گاز اشاره دارد تا صدا؛ گاهی در مکالمه غیررسمی به جای fizz به کار می‌رود.

Everyday. Refers primarily to the gas bubbles themselves, not the sound; can sometimes replace 'fizz' in casual speech about drinks.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): fizzedpast participle (مفعولی): fizzed-ing (حال): fizzing3rd (سوم): fizzes

فعل — فیس‌فیس کردن

فیس‌فیس کردنحباب زدن

ایجاد صدای فیس‌فیس یا حباب‌زدن، مانند نوشیدنی گازدار یا چیزی که در حال جوشیدن است.

To produce a hissing or bubbling sound, like a carbonated drink or something boiling.

«به محض باز کردن نوشابه، فیس‌فیس کرد.»

The soda fizzed as soon as I opened it.

«کتری شروع به صدا دادن و جوشیدن کرد.»

The kettle began to fizz and boil.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bubbleحباب زدن

روزمره. بر ایجاد و حرکت حباب‌ها تاکید دارد و در توصیف مایعات با fizz قابل تعویض است.

Everyday. Emphasizes the formation and movement of bubbles, used interchangeably with 'fizz' when describing liquids.

sizzleجیغ زدن (در اثر داغی)

غیررسمی. به صدای جیغ‌مانند ناشی از حرارت اشاره دارد که با fizz فرق دارد ولی گاهی در شعر برای صداهای مشابه استفاده می‌شود.

Informal. Refers to a sizzling sound, different from fizz, but sometimes used poetically to describe similar hissing noises.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000