flapdoodle

flap·doo·dle/ˈflæpˌduːdəl/
noun (اسم)informal

اسم — چرند

چرندمزخرفچرت و پرت

چرت و پرت؛ حرف‌ها یا ایده‌های غیرمنطقی و بی‌معنی.

Nonsense; absurd talk or ideas.

«به این چرندهای او گوش نده؛ همه دروغ است.»

Don't listen to his flapdoodle; it's all lies.

«آن ایده صرفاً مزخرف است.»

That idea is pure flapdoodle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nonsenseچرند

روزمره. وقتی درباره ایده‌ها یا حرف‌های احمقانه یا نادرست باشد قابل جایگزین است.

Everyday. Interchangeable when referring to ideas or speech that are foolish or untrue.

balderdashمزخرف

غیررسمی/کهنه. بیشتر در گفتار غیررسمی به جای flapdoodle می‌آید؛ هر دو معنی مزخرف دارند اما balderdash کمی قدیمی است.

Informal/old-fashioned. Can replace flapdoodle mainly in informal speech; both mean nonsense but balderdash sounds a bit old-fashioned.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000