flasket

flas·ket/ˈflæskɪt/
noun (اسم)formalplural (جمع): flaskets

اسم — فلاسکت

فلاسکتشیشه کوچک

ظرف کوچک برای نگهداری مایعات

a small flask or bottle used for holding liquids

«او یک فلاسکت آب همراه داشت.»

He carried a flasket of water.

«فلاسکت به اندازه‌ای کوچک است که در جیب جا می‌شود.»

The flasket is small enough to fit in a pocket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flaskفلاسک

مترادف رایج؛ flask به طور گسترده استفاده می‌شود و معنای مشابهی دارد.

Common synonym; flask is widely used and similar in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000