flense

/flɛns/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): flensedpast participle (مفعولی): flensed-ing (حال): flensing3rd (سوم): flenses

فعل — پوست کندن

پوست کندنچربی کندن

کندن پوست یا چربی از نهنگ یا حیوانات دریایی دیگر.

To strip the skin or blubber from a whale or other sea animals.

«پس از شکار، پوست نهنگ را کندند.»

They flensed the whale after the hunt.

«پوست کندن نیاز به مهارت و ابزار ویژه دارد.»

Flensing requires skill and special tools.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000