در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی را با یک ضربه یا حرکت سریع و سبک زدن یا حرکت دادن.
To hit or move something with a quick, light snap.
«او کلید برق را با یک حرکت سریع روشن کرد.»
“She flicked the light switch on.”
«او خرده نانی را از روی پیراهنش تکاند.»
“He flicked a crumb off his shirt.”
روزمره. 'ضربه زدن' با 'flick' قابل تعویض است وقتی به یک ضربه سبک و سریع اشاره دارد، اما 'flick' اغلب به معنای یک حرکت ناگهانی و تیزتر است که معمولاً با انگشت یا مچ انجام میشود. 'Tap' معمولاً فقط یک لمس آرام است. مثال: 'او گرد و غبار را از کتش تکاند' (حرکتی سریع و تیز). 'او به پنجره ضربه زد' (یک ضربه آرام).
Everyday. 'Tap' is interchangeable with 'flick' when referring to a light, quick hit, but 'flick' often implies a more sudden, sharp movement, often with a finger or wrist. 'Tap' is usually just a gentle touch. Example: 'He flicked the dust off his jacket' (a quick, sharp movement). 'He tapped on the window' (a gentle knock).
روزمره. 'مگسپران زدن' به معنای زدن چیزی، اغلب حشره، با یک شیء صاف یا دست است که معمولاً با نیروی بیشتری نسبت به 'flick' برای کشتن یا دور کردن انجام میشود. اگر قصد وارد کردن ضربه با تأثیر بیشتر باشد، قابل تعویض است. مثال: 'او مگس را آرام دور کرد'. 'او مگس را کشت'.
Everyday. 'Swat' implies hitting something, often an insect, with a flat object or hand, usually with more force than a 'flick' to kill or repel. It's interchangeable if the intent is to strike with more impact. Example: 'He flicked the fly away' (lightly). 'He swatted the fly' (to kill it).
یک حرکت یا ضربه سریع و سبک.
A quick, light movement or stroke.
«او با یک حرکت سریع مچ دستش، بطری را باز کرد.»
“With a flick of his wrist, he opened the bottle.”
«او با یک پارچه گرد و غبار را سریع پاک کرد.»
“She gave the dust a quick flick with a cloth.”
روزمره. 'ضربه آرام' یک لمس یا ضربه سبک و سریع است. شبیه 'flick' است اما به طور کلی کمتر تیز یا بافشار است. 'یک تلنگر مچ' اکشن بیشتری را نسبت به 'یک ضربه آرام به مچ' نشان میدهد.
Everyday. 'Tap' is a light, quick touch or knock. It's similar to 'flick' but generally less sharp or forceful. 'A flick of the wrist' suggests more action than 'a tap on the wrist'.
روزمره. 'تکان ناگهانی' به معنای یک کشیدن یا حرکت ناگهانی و تیز است که اغلب با نیروی بیشتری نسبت به 'flick' همراه است. اگرچه هر دو ناگهانی هستند، 'flick' معمولاً سبکتر است. مثال: 'یک تلنگر انگشت' در مقابل 'یک تکان ناگهانی طناب'.
Everyday. 'Jerk' implies a sudden, sharp pull or movement, often more forceful than a 'flick'. While both are sudden, a 'flick' is typically lighter. Example: 'A flick of the finger' vs. 'A sudden jerk of the rope'.