flexion

flex·ion/ˈflɛkʃən/
flex-to bend-ionaction or process
1noun (اسم)technical

اسم — خم شدن

خم شدنانقباض مفصل

عمل خم شدن مفصل یا اندام بدن.

The act of bending a joint or limb.

«خم شدن آرنج به بلند کردن اشیا کمک می‌کند.»

Flexion of the elbow helps in lifting objects.

«پزشکان دامنه خم شدن زانوی او را اندازه گرفتند.»

Doctors measured the flexion range of her knee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bendingخم شدن

روزمره. وقتی به خم شدن جسم اشاره دارد جایگزین مناسبی است اما در اصطلاحات تخصصی آناتومی معمول نیست.

Everyday. Can replace 'flexion' when referring to physical bending; not used in technical anatomy contexts.

curvingخمیده شدن

غیررسمی. برای توصیف شکل‌ها استفاده می‌شود و دقت flexion در مورد مفاصل را ندارد.

Informal. Used for general description of shapes; less precise than 'flexion' for joints.

متضادها
2noun (اسم)technical

اسم — خم شدن مفصل

خم شدن مفصلکاهش زاویه مفصل

کاهش زاویه بین استخوان‌ها در یک مفصل در آناتومی.

The decrease in the angle between bones at a joint in anatomy.

«خم شدن در حرکت زاویه مفصل را کاهش می‌دهد.»

Flexion reduces the joint angle during motion.

«فیزیوتراپیست بر تمرین‌های خم شدن تأکید کرد.»

The physiotherapist emphasized flexion exercises.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000