در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناتوان از پرواز کردن.
Incapable of flying.
«کیوی پرندهای بیپرواز بومی نیوزیلند است.»
“The kiwi is a flightless bird native to New Zealand.”
«حشرات بیپرواز بال قابل پرواز ندارند.»
“Flightless insects do not have wings suitable for flying.”
صفت غیررسمی بهمعنای ناتوان از پرواز؛ در برخی موارد درباره پرندگان یا هواپیما قابل جایگزینی است.
Informal adjective meaning unable to fly; interchangeable in some contexts describing birds or aircraft.