در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک اتفاق خوششانس و غیرمنتظره که بهندرت رخ میدهد.
A surprising piece of luck, especially when it is unlikely.
«برنده شدن در لاتاری یک اتفاق شانس بود.»
“Winning the lottery was a fluke.”
«این یک شانس بود که به موقع به قطار رسیدیم.»
“It was a fluke that we caught the train.”
قسمتی از لنگر یا دم نهنگ یا پرتوماهی.
A part of an anchor or the tail of a whale or ray.
«شاخک لنگر در بستر دریا فرو رفت.»
“The anchor's fluke dug into the seabed.”
«دُم نهنگ بالاتر از آب دیده میشد.»
“The whale's flukes were visible above water.”