flurries

flur·ries/ˈflɜːriz/
flurrya small swirling mass of something; a sudden burst of activity-iesplural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): flurries

اسم — برف ریزه‌ها

برف ریزه‌هابارش‌های کوتاه

بارش‌های کوچک و خفیف برف یا باران، اغلب کوتاه و پراکنده.

Plural of flurry; small, light falls of snow or rain, often brief and sporadic.

«امروز صبح چند برف ریزه بارید.»

There were a few snow flurries this morning.

«پیش‌بینی هوا بارش‌های کوتاه باران را برای بعد از ظهر نشان می‌دهد.»

The forecast calls for rain flurries in the afternoon.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showersبارندگی‌های کوتاه

متداول. 'بارندگی‌های کوتاه' اغلب به باران‌های سبک و کوتاه اشاره دارد. 'Flurries' معمولاً برای برف استفاده می‌شود. در حالی که هر دو بارش‌های کوتاه هستند، 'flurries' به طور خاص برف را مشخص می‌کند. 'باران‌های آوریل گل‌های ماه می را به ارمغان می‌آورند' اما 'برف ریزه‌های زمستانی رایج هستند'.

Common. 'Showers' often refers to light, brief rain. 'Flurries' is typically used for snow. While both are brief precipitations, 'flurries' specifies snow. 'April showers bring May flowers' but 'winter flurries are common'.

snowfallsبارش‌های برف

کلی. 'بارش‌های برف' می‌تواند به هر مقدار برف در حال بارش، از سبک تا سنگین، اشاره کند. 'Flurries' به طور خاص به برف بسیار سبک و معمولاً کوتاه اشاره دارد. 'یک بارش برف سنگین' یک 'flurry' نیست.

General. 'Snowfalls' can refer to any amount of snow falling, from light to heavy. 'Flurries' specifically refers to very light, usually brief snow. A 'heavy snowfall' is not a 'flurry'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): flurries

اسم — هجوم‌ها

هجوم‌هاشتاب‌هاموج‌ها

هجوم‌های ناگهانی و کوتاه فعالیت یا احساسات.

Plural of flurry; sudden, brief bursts of activity or emotion.

«بازار در پایان روز شاهد هجوم فعالیت معاملاتی بود.»

The market saw a flurry of trading activity at the end of the day.

«او قبل از ارائه‌اش هجوم‌های اضطراب را تجربه کرد.»

She experienced flurries of anxiety before her presentation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstsانفجارها

متداول. 'انفجارها' اغلب به معنای خروجی ناگهانی، شدید اما کوتاه‌مدت انرژی یا فعالیت است، مشابه 'flurries' در این معنی. 'یک انفجار خنده' یا 'یک موج فعالیت'. آنها در اینجا تا حد زیادی قابل جایگزینی هستند.

Common. 'Bursts' often implies a sudden, intense but short-lived output of energy or activity, similar to 'flurries' in this sense. 'A burst of laughter' or 'a flurry of activity'. They are largely interchangeable here.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000