fluster

flus·ter/ˈflʌs.tər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): flusteredpast participle (مفعولی): flustered-ing (حال): flustering3rd (سوم): flusters

فعل — عصبانی کردن

عصبانی کردنگیج کردنناراحت کردن

عصبی، گیج یا ناراحت کردن کسی.

To make someone nervous, confused, or upset.

«قبل از مصاحبه ناراحت و گیج نشو.»

Don’t fluster before the interview.

«او از سؤال غیرمنتظره گیج و ناراحت شد.»

She was flustered by the unexpected question.

تفاوت با واژه‌های مشابه
agitateآشفته کردن

رسمی. به معنی ناراحت کردن احساسی است، مشابه ولی شدیدتر از fluster.

Formal. Often meaning to disturb emotionally, similar but more intense than fluster.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000