در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حرکت کردن در هوا با استفاده از بالها یا هواپیما.
To move through the air using wings or by aircraft.
«پرندگان در زمستان به جنوب پرواز میکنند.»
“Birds fly south in winter.”
«ما فردا به نیویورک پرواز میکنیم.»
“We fly to New York tomorrow.”
رسمی/ادبی. وقتی پرواز نرم یا بلند مدنظر است میتواند جایگزین شود ولی برای هدایت هواپیما مناسب نیست.
Formal/literary. Interchangeable with 'fly' when emphasizing smooth or high flight — 'Birds soared above' works, but not for piloting aircraft.
حشرهای پرنده که بال دارد و پرواز میکند.
An insect with wings that flies.
«یک مگس روی میز نشست.»
“A fly landed on the table.”
«مگسها در تابستان میتوانند آزاردهنده باشند.»
“Flies can be annoying in summer.”
روزمره. اصطلاح کلی تر که فقط به مگس اشاره نمیکند؛ نمیتوان به جای 'fly' صرف به معنای خاص استفاده کرد.
Everyday. Broader term that includes flies but also other bugs — not interchangeable to mean specifically 'fly'.