در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نقطه نرم روی جمجمه نوزاد که استخوانها هنوز جوش نخوردهاند.
A soft spot on a baby's skull where the bones have not yet fused.
«پزشک به آرامی نقطه نرم جمجمه نوزاد را معاینه کرد.»
“The doctor gently checked the baby's fontanel.”
«فونتانلها اجازه میدهند سر نوزاد از کانال تولد عبور کند.»
“Fontanels allow the baby's head to pass through the birth canal.”