fondly

fond·ly/ˈfɒn.dli/
fondhaving affection or liking-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): fondposition (جایگاه): end

قید — محبت‌آمیزانه

محبت‌آمیزانهبا محبت

به روشی پر از محبت و علاقه.

In a loving or affectionate manner.

«او با محبت به او نگاه کرد.»

She looked at him fondly.

«آن‌ها با محبت از کودکی‌شان صحبت کردند.»

They spoke fondly of their childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lovinglyبا عشق

معمولی. معمولاً جایگزین fondly می‌شود هنگام بیان محبت.

Common. Usually interchangeable with 'fondly' when expressing affection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000