fonder

fond·er/ˈfʌndər/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): fondersuperlative (عالی): fondest

صفت — مهربان‌تر

مهربان‌ترمحبت‌مندتردوست‌دارتر

شکل درجه‌ی مقایسه‌ای fond؛ علاقه یا محبت بیشتر نسبت به کسی یا چیزی.

Comparative form of fond; having a stronger liking or affection for someone or something.

«او بیشتر از گربه‌اش سگش را دوست دارد.»

He is fonder of his dog than his cat.

«او در طول زمان علاقه‌اش به خواندن بیشتر شد.»

She became fonder of reading over time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000