follows

fol·lows/ˈfɒl.oʊz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): followedpast participle (مفعولی): followed-ing (حال): following3rd (سوم): follows

فعل — دنبال کردن

دنبال کردنپیروی کردن

بعد از کسی یا چیزی آمدن یا رفتن.

To come or go after someone or something.

«سگ همه جا صاحبش را دنبال می‌کند.»

The dog follows its owner everywhere.

«او دستورالعمل‌ها را با دقت دنبال می‌کند.»

He follows the instructions carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pursuesتعقیب کردن

رایج. معنای قوی‌تری دارد و به دنبال کردن برای گرفتن اشاره دارد.

Common. Stronger meaning implying chasing or striving to catch.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000