foment

fo·ment/foʊˈmɛnt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): fomentedpast participle (مفعولی): fomented-ing (حال): fomenting3rd (سوم): foments

فعل — برانگیختن

برانگیختنتحریک کردن

برانگیختن یا تحریک کردن، به‌ویژه موارد منفی مانند شورش یا مشکل.

To instigate or stir up, especially something negative like rebellion or trouble.

«آنها به تحریک ناآرامی در میان کارگران متهم شدند.»

They were accused of fomenting unrest among workers.

«آن سخنرانی به نظر می‌رسید که شورش را برانگیزد.»

The speech seemed to foment rebellion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inciteبرانگیختن

رسمی. اغلب برای ایجاد ناآرامی یا خشونت به کار می‌رود و در بسیاری مواقع با foment قابل جابجایی است.

Formal. Often used for causing unrest or violence; interchangeable with foment in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000