fondest

fond·est/ˈfɒndɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): fondersuperlative (عالی): fondest

صفت — عزیزترین

عزیزترینمهربان‌تریندوست‌داشتنی‌ترین

عشق‌آمیزترین یا مهربان‌ترین؛ دارای عمیق‌ترین علاقه یا محبت.

Most loving or affectionate; having the deepest liking or affection.

«او مهربان‌ترین خاطراتش را به او داد.»

She gave him her fondest memories.

«دوست‌داشتنی‌ترین آرزوهایم برای خوشبختی تو.»

My fondest wishes for your happiness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dearestارزشمندترین

عبارت بسیار مهربانانه، معمولاً برای افراد نزدیک.

Very affectionate term, often for close people.

loveliestدلپذیرترین

روی زیبایی یا شیرینی در احساس تأکید دارد.

Emphasizes beauty or sweetness in feeling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000