foraging

for·ag·ing/ˈfɒrɪdʒɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — گردآوری غذا

گردآوری غذاتغذیه در طبیعتجستجوی خوراک

فعالیت جستجوی گسترده برای غذا یا منابع، به‌ویژه در طبیعت.

The activity of searching widely for food or provisions, especially in the wild.

«گوزن‌ها ساعت‌ها در جنگل برای غذا جستجو می‌کنند.»

Deer spend hours foraging in the forest.

«گردآوری غذا برای بقا در طبیعت مهم است.»

Foraging is important for survival in the wild.

تفاوت با واژه‌های مشابه
searchingجستجو

اصطلاح کلی مشابه جستجوی گسترده، ولی مخصوص غذا.

General term similar to searching widely, but for food specifically.

huntingشکار

فعالیتی مشابه ولی معمولا شامل شکار حیوان برای غذا است.

Similar activity but often implies actively killing for food.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000