forgetfully

for·get·ful·ly/fərˈɡɛtfəli/
forgetfultending to forget-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): forgetfulposition (جایگاه): end

قید — فراموشکارانه

فراموشکارانه

به گونه‌ای که تمایل به فراموشی دارد یا چیزی را به یاد نمی‌آورد.

In a way that shows tendency to forget or not remember.

«او فراموشکارانه کلیدهایش را خانه جا گذاشت.»

He forgetfully left his keys at home.

«او به‌طور فراموشکارانه جلسه را از دست داد.»

She forgetfully missed the meeting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000