1noun (اسم)commonplural (جمع): forges
اسم — کوره ذوب فلز
کوره ذوب فلزکارگاه آهنگری
کارگاهها یا کورههایی که در آن فلزات گرم و با چکش زدن شکل داده میشوند.
Workshops or furnaces where metal is heated and shaped by hammering.
«آهنگران در کورهها کار میکنند تا ابزار بسازند.»
“Blacksmiths work in forges to make tools.”
«کوره آهنگری قدیمی اکنون موزه است.»
“The old forge is now a museum.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): forgedpast participle (مفعولی): forged-ing (حال): forging3rd (سوم): forges
فعل — آهنگری کردن
آهنگری کردنشکل دادن به فلز
شکل دادن فلز با حرارت دادن و کوبیدن با چکش.
To shape metal by heating and hammering.
«او شمشیری از آهن ساخت.»
“He forged a sword from the iron.”
«آنها فلز را به طرح جدیدی شکل دادند.»
“They forged the metal into a new design.”