forget oneself

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for·get one·self/fərˈɡɛt wʌnˈsɛlf/
phrase (عبارت)formal

عبارت — از خود بی‌خود شدن

از خود بی‌خود شدنآداب را فراموش کردن

طوری رفتار کردن که کنترل یا آداب معمول خود را از دست بدهی.

to behave without the self-control or manners normally expected

«او کنترلش را از دست داد و سر مهمان داد زد.»

He forgot himself and shouted at the guest.

«جلوی بچه‌ها آدابت را فراموش نکن.»

Don't forget yourself in front of the children.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000