forlornly

for·lorn·ly/fərˈlɔːrn·li/
forlornpitifully sad or abandoned-lyadverbial suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): forlornposition (جایگاه): middle

قید — غمگینانه

غمگینانهناامیدانه

به شکلی غمگین، تنها یا ناامیدانه.

In a sad, lonely, or hopeless manner.

«او پس از شکست به او با نگاهی غمگینانه نگاه کرد.»

He looked at her forlornly after the loss.

«سگ با حالتی تنها کنار در نشسته بود.»

The dog sat forlornly by the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desperatelyبه‌شدت

رایج. تأکید بر غم یا فوریت زیاد دارد، همیشه به تنهایی مرتبط نیست.

Common. Emphasizes extreme sadness or urgency, not always tied to loneliness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000