در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی غمگین، تنها یا ناامیدانه.
In a sad, lonely, or hopeless manner.
«او پس از شکست به او با نگاهی غمگینانه نگاه کرد.»
“He looked at her forlornly after the loss.”
«سگ با حالتی تنها کنار در نشسته بود.»
“The dog sat forlornly by the door.”
رایج. تأکید بر غم یا فوریت زیاد دارد، همیشه به تنهایی مرتبط نیست.
Common. Emphasizes extreme sadness or urgency, not always tied to loneliness.